امروز : 05 فروردين 1396

 

اختصاصی/ طی چند سال اخیر حوادث ناگوار متعددی در کشور عزیزمان ایران رخ داده و جان بسیاری از هم‌وطنان مان را گرفته و خانواده‌های زیادی را داغدار کرده است.

 

اختصاصی/ پایگاه تحلیلی «کاسیت خبر»kassitkhabar.ir

اکبر بابایی مفرد

وقوع حوادثی که بیشتر در اثر عوامل طبیعی اتفاق افتاده اند و عمدی هم در کار نبوده است، هیچ انسان شرافتمندی هم به هیچ وجه راضی به مرگ هم نوع خود نمی شود، اما در پاره ای از موارد هم که رخ دادی واقع شده است همین مردم شریف و شرافتمند روزها و هفته ها به سوگ هم نوعان شان نشسته و از هیچ کمکی دریغ نکرده اند.
اما برخی رخ داده ها را می شود با پیشگیری مانع از نتایج تلخ و ناگوار آن ها شد، به فرض مثال وقتی که یک فرد، خانواده، مسوول و ... هرگاه می داند کم کاری در انجام کاری عواقب ناگواری را در پی دارد می تواند با تمرکز بر روی همان موضوع به استحکام یا رفع نواقص موجود اهتمام ورزد و حادثه را قبل از پیش آمدنش کنترل و یا در نطفه بخشکاند.


حتما تمامی هم وطنان جریان تلخ ساختمان پلاسکو در خاطرشان هست و خواهد ماند، این ساختمان که یکی از ساختمان های بزرگ و قدیمی تهران بود به لحاظ قدمتی که داشت و البته هشدارهایی که مسئولین شهرداری و شورای شهر در گذشته در خصوص عدم ایمنی و استحکام لازم این ساختمان داده بودند اما این هشدارها فقط در حد حرف باقی ماند و کسی خود را موظف و مسئول به رفع نواقص موجود ندانست و همین بی توجهی بر سر خانواده هایی بی گناه آوار شد.


آتش سوزی در ساختمان پلاسکو حادثه وحشتناکی بود، حادثه ای که نه تنها مسئولین بلکه مردم هم در پیشامدهای ناگوار آن به نوعی مسئول و مقصر هستند.
تصور این موضوع که تعدادی از هم نوعان و هموطنانت در زیر هزاران تن آوار مدفون شوند و در تصور خود هم احتمال زنده ماندن آن ها را بدهی اما بدانی با وجود لهیب آتش که شاید حرارت آن در وجب به وجب زمین محصور شده در آتش بی توجهی شاید تا 650 درجه هم برسد، بسیار ترسناک است.

در این حادثه تمام کشور خود را در آن گرمای جانسوز تصور می کرد و گویی شعله های آتش پلاسکو شرر به جان همگان می زد، تاثر و تاسف و ماتم و اندوه همه جا را فرا گرفته بود اما بعد از پلاسکو دیگر گریه چاره ساز نبود، حادثه که آمد بایستی هرگونه عواقبی را از آن انتظار داشت، در این مورد خاص چه خوب است به جای تحلیل، تصمیم گرفت، هر چند فضای موجود پر بود از تحلیل های متفاوت و گاه عجیب سیاسی و اجتماعی اما به جای پرداختن به چنین مواردی که معمولا به نتیجه ای هم ختم نمی شود فقط کافیست مصمم و قاطع تصمیم گرفت.


من که با علم به اتفاقات پلاسکو چرا که به هیچ وجه نمی خواهم از این به بعد در پس بی تدبیری و بی توجهی بار دیگر هم وطن و هم نوعم را از دست بدهم دیگر گریه نکردم فقط تصمیم گرفتم، تصمیم گرفتم در انتخابات شورای شهر بعدی حتما شرکت کرده با مطالعه و آگاهی بیشتری نسبت به گذشته رای بدهم.
تصمیم من این است دیگر به هیچ ورزشکار و هنرمندی که بیشتر به لحاظ مطرح بودن در عرصه ورزش و هنر و نه چیز دیگر خود را لایق کرسی شورای شهر می دانند، رای ندهم.
چرا باید توانایی و شایستگی در پس شهرت و محبوبیت پنهان شود و من و شمای شهروند چشم مان را به روی توانایی ها ببیندیم و بار دیگر پلاسکویی دیگر را رقم بزنیم؟


چه خوب است معیار انتخاب مان توانایی باشد و شایستگی، شهر من جای سلبریتی های( ورزشکاران، هنرمندان، بازیگران و خوانندگان مطرح هر کشور را گویند) بی سواد نیست شهر من نیازمند تحصیل کردگان مجربی است که در حوزه خدمات شهری، ترافیک، محیط زیست، معماری، مدیریت، امور فرهنگی و اجتماعی تجربه دارند، پس بیایید همه با هم افراد واجد شرایط را به نامزدی در انتخابات شورای شهر تشویق کنیم.
بیایید افرادی را به شورای شهر بفرستیم که سالم باشند و وقت خود را به رانت خواری و ریخت و پاش تلف نکنند، این قبیل افراد تا غرق در حواشی و امورات شخصی هستند دیگر زمانی برای رسیدگی به شهر برای آنان باقی نمی ماند، هر چند اگر هم سالم باشند اما بی سواد و بی تجربه که باز هم خطا رفته ایم و راه رفته منجر به سیاست های غلط خواهد شد.
در آخر، اندکی تأمل کنیم، این پلاسکو نبود که فرو ریخت، این ما بودیم که آوار شدیم، این بی توجهی ما نسبت به اهمیت مدیریت شهری بود، این ما بودیم که آتش گرفتیم و فرو ریختیم، گریه نکنیم، بیایید تغییر کنیم!

 

 

اختصاصی/يک خبرنگار موفق هميشه در انعکاس رخدادها بی‌‌طرفانه عمل می‌کند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي‌طرفي است و اين‌جاست که خبرنگار با رعايت اين نکته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي‌شود. علاوه بر اين يک خبرنگار بايد همواره در کسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. در ايران چه در دوره هشت سال دفاع مقدس و چه پس از آن به دفعات شاهد ازجان گذشتگي خبرنگاران عزيزمان در امر تهيه واقعيات و دفاع از آزادگي و اسلام بوديم.

 

اختصاصی/ پايگاه تحليلي "کاسيت خبر"kassitkhabar.ir

لیلا زارع

 اين حرفه آرام، گاه همسايه ديوار به ديوار بزرگترين خطرهاست. پنجه خبرنگاران است که اغلب، قدرت قلم را معنا مي‌کند و يک فشار دکمه دوربين‌شان، گاهي مي‌تواند نصف دنيا را به حرکت درآورد.
ولي جاي بسي تاسف است که اين حرفه مقدس پامال بيکاري جوانان لرستان شده است و هرکسي که بيکار مي‌شود و کمي سر و زبان دارد به سمت اين حرفه روي مي‌آورد. در واقع مي‌توان گفت يکي از معضلات بيکاري در استان لرستان تخريب چهره خبرنگاري و روزنامه نگاري بوده است. اين تيپ خبرنگارها معمولا از آن‌جا که تعامل خوبي با دستگاههاي دولتي دارند اغلب پایبند به پيشه خود نیستند.


روزنامه نگاري يا عشق می‌خواهد يا تبحر! از آن‌جا که در استان ما و کلا در کشور متخصصان اين حوزه بسيار اندک هستند پس مي‌توان گفت عشق به این حرفه مي تواند يک خبرنگار يا روزنامه نگار را موفق کند.
متاسفانه جداي از پاچه خواري‌هايي که از خبرنگاران در برابر مسئولان ديده مي‌شود گاهی حرف‌هاي رکيک و رفتارهاي نابه‌هنجار را نيز شاهديم. روزگاري لرستان سمبل ادب و احترام و حتي مهمان‌نوازي بود. مردمي صميمي و به دور از بغض و حسد و کينه توزي! اينک چه شده است که برخی حتي عنان ظاهر رفتار خود را در جامعه از کف مي‌دهند؟ مگر نه اين‌که لااقل زنان و مردان ما معروف به شير زنان و شیرمردان غيور بودند و سرشار از نجابت و غرور؟! ما را چه پيش‌آمده که بايستي براي تخليه حس قدرت طلبي و شهرت و يا حتي غم نان تا اين حد از هويت خود فاصله بگيريم. غير اين است که بلوغ فکري لازمه تمام آگاهي هاست؟ اگر کسي هنوز به بلوغ فکر نرسيده است مي‌تواند حرمت قلم را نگه دارد؟ متاسفانه ناپختگي بسياري از روزنامه نگاران و خبرنگاران شان اين حرفه را در لرستان به چالش کشيده است به طوري‌که در تمام دنيا روزنامه نگاران در جرگه افراد روشنفکر و فعالان سياسي، اجتماعي و يا ساير حوزه‌ها بسته به فعاليت شان در جامعه هستند اما در ايران و به خصوص در لرستان روزنامه نگاران حتي تحليل درستي از شرايط حاکم بر استان خود ندارند.


آگهي، رپرتاژ، يارانه و ... همه در بدنه روزنامه نگاري تعريف شده اند اما مراقب باشيم براي گفتن حقيقت وارد اين عرصه شده‌ايم. تا حدي پيش برويم که قلم خود را نفروشیم. متاسفانه بسياري از نشريات استاني براي داشتن رفاه بيشتر حرمت قلم را ارزان فروخته و در اين ميان اخلاق و روح خبرنگاري را نيز در بسياري از خبرنگاران ما کشتند! آموزگاران بدي بودند مديراني که خبرنگار را نه براي قلم و اخلاق که براي زبان و درآمدزايي بيشتر استخدام کردند. دمي بياساييم و فکر کنيم که براي چه پاي در عرصه مطبوعات گذاشتيم؟! براي اين‌که صرفا بگوييم: وي گفت: وي افزود: فلاني تصريح کرد... و اين قبيل؟! ما چه حرفي براي گفتن داريم؟!
مطلبي از علي خدايي نظرم را جلب کرد که شايد تکراری اما شنيدنش خالي از لطف نيست.


روزنامه نگاري حرفه ايست که در آن، چند رشته و تخصص وجود دارد. مثل خيلي از هنرها و رشته هاي تخصصي ديگر؛ مثلا يک نفر موسيقي‌دان است، اما اين دليل نمي‌شود که او حتما رهبري ارکستر را هم بر عهده بگيرد و يا اگر تخصص اش در نواختن ويلن است، حتما بايد ساکسيفون هم بزند. در داستان نويسي، نقاشي، فيلم‌سازي، مهندسي ساختمان و يا هر رشته هنري و فني ديگري در جهان اين حکم صادق است. حتي در سياست و سياست‌مداري. ممکن است يک نفر سياستمدار خوبي باشد اما تخصص و هنر سياست بين المللي را نداشته باشد و نتواند وزير خارجه شود.
در روزنامه نگاري هم مثلا ممکن است کسي وارد اين رشته شده و حتي دوره دانشگاهي آن را هم ديده و استعداد ذاتي اين کار را هم داشته باشد اما اين استعداد شامل همه رشته هاي روزنامه نگاري نيست. روي «استعداد ذاتي» تاکيد مي‌کنم زيرا ممکن است يک نفر استاد رشته روزنامه نگاري هم باشد، اما اين دليل نمي شود که او روزنامه نگار خوبي هم شده؛ مثلا دکتر معتمدنژاد که در همين سال‌هاي اخير فوت کرد استاد روزنامه نگاري بود اما هرگز روزنامه نگار نبود و نشد. روزنامه نگاري مثل هنر مي‌ماند، بايد استعداد ذاتي آن را هم داشت. اگر اين استعداد با آموزش دست به دست هم بدهد عالي مي‌شود. بگذاريد يک مثال ديگر هم بزنم. فروزان‌فر استاد بي نظير ادبيات و سال‌ها رئيس دانشکده معتبر ادبيات دانشگاه تهران بود، مي‌گويند نظيرش يافت نمی‌شد. شعر هم مي‌گفت، اما شاعر به حساب نمي‌آمد و کسي او را شاعر نمي‌دانست، درحاليکه اديب و شعرشناس مي دانست.


گزارش نويسي، خبرنويسي، خبريابي، تيتر زني (انتخاب عنوان براي يک مقاله و يا گزارش و يا حتي کتاب که من آن را واقعا در حد استعداد سرودن شعر مي دانم) تخصص هاي اين رشته اند و تازه در حاشيه اين ها، خوب که تجربه اندوختي و بقول قديمي ها از آب و گل درآمدي و زير و بالاي جامعه و گرايش افکار عمومي را درک کردي، زيرنويسي عکس را به دستت مي سپارند، استعداد طنز اجتماعي و يا هنري داشته باشي، يک ستوني، يک گوشه روزنامه و يا يک صفحه در فلان مجله در اختيارت مي گذارند. آنگاه که روزنامه نگار باشي و مديريت و سياست را هم بداني ممکن است بر صندلي سردبيري بنشيني.
يادمان باشد که روزنامه نگاري ورزشي و يا هنري و يا علمي هم خود دنيايي ديگري اند با تخصص هاي ويژه خودشان؛ مثلا هرکسي نمي تواند مفسر فوتبال باشد يا همزمان با فوتبال مفسر واليبال و يا کشتي هم باشد. اين ها هم تخصص مي خواهد و تجربه اندوزي و مطالعه.


من وقتي روزنامه ها و مجلات کنوني ايران را مي خوانم افسوس مي خورم که چرا حکومتيان امان ندادند تا تجربه گذشتگان به نسل بعدي منتقل شود که اگر شده بود اوضاع مطبوعات ايران به فاجعه کنوني نمي کشيد. چند بار اين بحث با اهل مطبوعات و رسانه کنوني در ايران پيش آمد و من توصيه کردم و هنوز هم توصيه مي کنم که از آن چند تني که باقيمانده اند و به حاشيه رانده شده اند مدد بگيريد و بياموزيد.
 آنها که بروند ديگر کسي نيست از او «حادثه نويسي»، «خبرگيري»، خبرنويسي و گزارشنويسي را ياد بگيريد و اگر نکنيد اين کار را بولتن نويس دولتي مي شويد و يا روزنامه نگاري را با خطبه نگاري پر شباهت به خطبه خواني نماز جمعه ها اشتباه مي گيريد که اغلب گرفته ايد. لازم نيست آنها که مي گويم از تجربه و دانش و تخصص آنها مدد بگيريد سردبير شما باشند و يا بشوند، بلکه به عنوان مشاور از آنها استفاده کنيد.


 سن و سالشان هم ديگر اجازه مسئوليتها را نمي دهند حتي اگر حکومت حرفي نداشته باشد. تيترزني را بياموزيد، زير عکس نويسي را بياموزيد، تفاوت گزارش با خبر و تنظيم انواع خبر - برحسب موضوع- و انواع گزارشنويسي (تاريخي، حادثه اي، عاطفي، اجتماعي و ...) را بياموزيد. اگر گذشته را به خدمت نگيريد به تکامل خويش و مطبوعات و رسانه ها کمک نکرده ايد.
يک خبرنگار موفق هميشه در انعکاس رخدادها بی‌‌طرفانه عمل می‌کند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي‌طرفي است و اين‌جاست که خبرنگار با رعايت اين نکته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي‌شود. علاوه بر اين يک خبرنگار بايد همواره در کسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. در ايران چه در دوره هشت سال دفاع مقدس و چه پس از آن به دفعات شاهد ازجان گذشتگي خبرنگاران عزيزمان در امر تهيه واقعيات و دفاع از آزادگي و اسلام بوديم.
 اين حرفه آرام، گاه همسايه ديوار به ديوار بزرگترين خطرهاست. پنجه خبرنگاران است که اغلب، قدرت قلم را معنا مي‌کند و يک فشار دکمه دوربين‌شان، گاهي مي‌تواند نصف دنيا را به حرکت درآورد.


ولي جاي بسي تاسف است که اين حرفه مقدس پامال بيکاري جوانان لرستان شده است و هرکسي که بيکار مي‌شود و کمي سر و زبان دارد به سمت اين حرفه روي مي‌آورد. در واقع مي‌توان گفت يکي از معضلات بيکاري در استان لرستان تخريب چهره خبرنگاري و روزنامه نگاري بوده است. اين تيپ خبرنگارها معمولا از آن‌جا که تعامل خوبي با دستگاههاي دولتي دارند اغلب پایبند به پيشه خود نیستند.
روزنامه نگاري يا عشق می‌خواهد يا تبحر! از آن‌جا که در استان ما و کلا در کشور متخصصان اين حوزه بسيار اندک هستند پس مي‌توان گفت عشق به این حرفه مي تواند يک خبرنگار يا روزنامه نگار را موفق کند.


متاسفانه جداي از پاچه خواري‌هايي که از خبرنگاران در برابر مسئولان ديده مي‌شود گاهی حرف‌هاي رکيک و رفتارهاي نابه‌هنجار را نيز شاهديم. روزگاري لرستان سمبل ادب و احترام و حتي مهمان‌نوازي بود. مردمي صميمي و به دور از بغض و حسد و کينه توزي! اينک چه شده است که برخی حتي عنان ظاهر رفتار خود را در جامعه از کف مي‌دهند؟ مگر نه اين‌که لااقل زنان و مردان ما معروف به شير زنان و شیرمردان غيور بودند و سرشار از نجابت و غرور؟! ما را چه پيش‌آمده که بايستي براي تخليه حس قدرت طلبي و شهرت و يا حتي غم نان تا اين حد از هويت خود فاصله بگيريم. غير اين است که بلوغ فکري لازمه تمام آگاهي هاست؟ اگر کسي هنوز به بلوغ فکر نرسيده است مي‌تواند حرمت قلم را نگه دارد؟ متاسفانه ناپختگي بسياري از روزنامه نگاران و خبرنگاران شان اين حرفه را در لرستان به چالش کشيده است به طوري‌که در تمام دنيا روزنامه نگاران در جرگه افراد روشنفکر و فعالان سياسي، اجتماعي و يا ساير حوزه‌ها بسته به فعاليت شان در جامعه هستند اما در ايران و به خصوص در لرستان روزنامه نگاران حتي تحليل درستي از شرايط حاکم بر استان خود ندارند.


آگهي، رپرتاژ، يارانه و ... همه در بدنه روزنامه نگاري تعريف شده اند اما مراقب باشيم براي گفتن حقيقت وارد اين عرصه شده‌ايم. تا حدي پيش برويم که قلم خود را نفروشیم. متاسفانه بسياري از نشريات استاني براي داشتن رفاه بيشتر حرمت قلم را ارزان فروخته و در اين ميان اخلاق و روح خبرنگاري را نيز در بسياري از خبرنگاران ما کشتند! آموزگاران بدي بودند مديراني که خبرنگار را نه براي قلم و اخلاق که براي زبان و درآمدزايي بيشتر استخدام کردند. دمي بياساييم و فکر کنيم که براي چه پاي در عرصه مطبوعات گذاشتيم؟! براي اين‌که صرفا بگوييم: وي گفت: وي افزود: فلاني تصريح کرد... و اين قبيل؟! ما چه حرفي براي گفتن داريم؟!
مطلبي از علي خدايي نظرم را جلب کرد که شايد تکراری اما شنيدنش خالي از لطف نيست.


روزنامه نگاري حرفه ايست که در آن، چند رشته و تخصص وجود دارد. مثل خيلي از هنرها و رشته هاي تخصصي ديگر؛ مثلا يک نفر موسيقي‌دان است، اما اين دليل نمي‌شود که او حتما رهبري ارکستر را هم بر عهده بگيرد و يا اگر تخصص اش در نواختن ويلن است، حتما بايد ساکسيفون هم بزند. در داستان نويسي، نقاشي، فيلم‌سازي، مهندسي ساختمان و يا هر رشته هنري و فني ديگري در جهان اين حکم صادق است. حتي در سياست و سياست‌مداري. ممکن است يک نفر سياستمدار خوبي باشد اما تخصص و هنر سياست بين المللي را نداشته باشد و نتواند وزير خارجه شود.
در روزنامه نگاري هم مثلا ممکن است کسي وارد اين رشته شده و حتي دوره دانشگاهي آن را هم ديده و استعداد ذاتي اين کار را هم داشته باشد اما اين استعداد شامل همه رشته هاي روزنامه نگاري نيست. روي «استعداد ذاتي» تاکيد مي‌کنم زيرا ممکن است يک نفر استاد رشته روزنامه نگاري هم باشد، اما اين دليل نمي شود که او روزنامه نگار خوبي هم شده؛ مثلا دکتر معتمدنژاد که در همين سال‌هاي اخير فوت کرد استاد روزنامه نگاري بود اما هرگز روزنامه نگار نبود و نشد. روزنامه نگاري مثل هنر مي‌ماند، بايد استعداد ذاتي آن را هم داشت. اگر اين استعداد با آموزش دست به دست هم بدهد عالي مي‌شود. بگذاريد يک مثال ديگر هم بزنم. فروزان‌فر استاد بي نظير ادبيات و سال‌ها رئيس دانشکده معتبر ادبيات دانشگاه تهران بود، مي‌گويند نظيرش يافت نمی‌شد. شعر هم مي‌گفت، اما شاعر به حساب نمي‌آمد و کسي او را شاعر نمي‌دانست، درحاليکه اديب و شعرشناس مي دانست.


گزارش نويسي، خبرنويسي، خبريابي، تيتر زني (انتخاب عنوان براي يک مقاله و يا گزارش و يا حتي کتاب که من آن را واقعا در حد استعداد سرودن شعر مي دانم) تخصص هاي اين رشته اند و تازه در حاشيه اين ها، خوب که تجربه اندوختي و بقول قديمي ها از آب و گل درآمدي و زير و بالاي جامعه و گرايش افکار عمومي را درک کردي، زيرنويسي عکس را به دستت مي سپارند، استعداد طنز اجتماعي و يا هنري داشته باشي، يک ستوني، يک گوشه روزنامه و يا يک صفحه در فلان مجله در اختيارت مي گذارند. آنگاه که روزنامه نگار باشي و مديريت و سياست را هم بداني ممکن است بر صندلي سردبيري بنشيني.
يادمان باشد که روزنامه نگاري ورزشي و يا هنري و يا علمي هم خود دنيايي ديگري اند با تخصص هاي ويژه خودشان؛ مثلا هرکسي نمي تواند مفسر فوتبال باشد يا همزمان با فوتبال مفسر واليبال و يا کشتي هم باشد. اين ها هم تخصص مي خواهد و تجربه اندوزي و مطالعه.


من وقتي روزنامه ها و مجلات کنوني ايران را مي خوانم افسوس مي خورم که چرا حکومتيان امان ندادند تا تجربه گذشتگان به نسل بعدي منتقل شود که اگر شده بود اوضاع مطبوعات ايران به فاجعه کنوني نمي کشيد. چند بار اين بحث با اهل مطبوعات و رسانه کنوني در ايران پيش آمد و من توصيه کردم و هنوز هم توصيه مي کنم که از آن چند تني که باقيمانده اند و به حاشيه رانده شده اند مدد بگيريد و بياموزيد.
 آنها که بروند ديگر کسي نيست از او «حادثه نويسي»، «خبرگيري»، خبرنويسي و گزارشنويسي را ياد بگيريد و اگر نکنيد اين کار را بولتن نويس دولتي مي شويد و يا روزنامه نگاري را با خطبه نگاري پر شباهت به خطبه خواني نماز جمعه ها اشتباه مي گيريد که اغلب گرفته ايد. لازم نيست آنها که مي گويم از تجربه و دانش و تخصص آنها مدد بگيريد سردبير شما باشند و يا بشوند، بلکه به عنوان مشاور از آنها استفاده کنيد.


 سن و سالشان هم ديگر اجازه مسئوليتها را نمي دهند حتي اگر حکومت حرفي نداشته باشد. تيترزني را بياموزيد، زير عکس نويسي را بياموزيد، تفاوت گزارش با خبر و تنظيم انواع خبر - برحسب موضوع- و انواع گزارشنويسي (تاريخي، حادثه اي، عاطفي، اجتماعي و ...) را بياموزيد. اگر گذشته را به خدمت نگيريد به تکامل خويش و مطبوعات و رسانه ها کمک نکرده ايد.

 


اختصاصی/ طی بازدید رئیس سازمان میراث‌فرهنگی از قلعه تاریخی خرم‌آباد وی از تخصیص اعتبار لازم برای آزادسازی حریم فلک‌الافلاک اختصاص خبر داد.

اختصاصی/ پايگاه تحليلي "کاسيت خبر"kassitkhabar.ir

به گزارش کاسيت خبر، رئیس سازمان میراث‌فرهنگی کشور، روز جمعه 27 اسفند ماه با حضور در خرم‌آباد از مجموعه قلعه‌های فلک‌الافلاک بازدید کرد وی با اشاره به پروژه آزادسازی این اثر گفت: «اعتبارات لازم برای آزادسازی حریم فلک‌الافلاک اختصاص یافته است.

در این بازدید، هوشنگ بازوند استاندار لرستان، غلامرضا سلیمانی مدیرکل میراث‌فرهنگی و جمعی از مسئولان این استان زهرا احمدی‌پور معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را همراهی کردند.

معاون رئیس‌جمهوری ضمن اشاره به ثبت آثار در یونسکو گفت: «برای اینکه بتوانیم یک بنا را در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت کنیم، فرایند طولانی و سختی را باید طی کنیم، ضمن اینکه هر سال ثبت یک اثر به یک کشور تعلق می‌گیرد و تعداد آثاری که در ایران وجود دارد بسیار زیاد است؛ ازاین‌‌رو، اینکه بتوانیم وارد موضوع پل‌ها شویم زمان‌بَر است.»

احمدی‌پور درباره واردات صنایع‌دستی گفت: مصوبه‌ای مبنی بر ممنوعیت واردات صنایع‌دستی خارجی لحاظ شده که خوشبختانه در سال 1395 حدود 50درصد کاهش واردات صنایع‌دستی خارجی رقم خورد.

وی از کسب مجوز از میراث فرهنگی برای ورود صنایع دستی خارجی خبر داد و گفت: این اقدام خوبی است و عملاً در تنظیم بازار صنایع‌دستی به‌خوبی عمل می‌کند.

رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری رویکرد این سازمان را ارائه خدمات متفاوت و بهتر برای گردشگران عنوان کرد و گفت: بایستی مسافران نوروزی با امنیت خاطر بیشتری سفر کنند که برای این مهم سعی شده تا قیمت‌ها را کنترل و  ثابت شود.»

معاون رئیس‌جمهوری همچنین در ادامه سفر خود به لرستان و حضورش در خرم‌آباد، از باغ تاریخی گلستان بازدید کرد.

عکس: ایرنا

 

 

 

اختصاصی/ 12اسفند ماه هر سال مصادف است با سوم مارس سال تاسیس تجارت گونه‌های جانوری که روز جهانی حیات وحش نام گرفته تا مردم بیشتر به این گونه‌های جانوری اهمیت و از این نعمات خدادادی بیشتر پاسداری نمایند.

 

اختصاصی/ پایگاه تحلیلی «کاسیت خبر»kassitkhabar.ir


بهرام رمضانی


12 کنواسیون جهانی سه گونه در معرض خطر و انقراض را در کشور اعلام نموده که اگر حفاظت نشوند به‌زودی منقرض می‌شوند«لاک‌پشت عقابی بوشهر، سمندر لرستانی، یوز پلنگ ایرانی- سمنان» که در REd LIST قرار دارند. برخی گونه‌ها مانند گوزن زرد، گورخر ایرانی، سمندر آتشین، قوچ اصفهانی، قوچ اوریال،خرس سیاه، پاژن، آهو، هوبره، میش مرغ در کشور نیز در خطر و آستانه انقراض اند.
بر همین اساس دفتر حیات وحش کشور برای هر استان یک گونه کمیاب در آستانه انقراض و یا در حال انقراض را به عنوان نماد حیات وحش هر استان معرفی کرده تا نسبت به امر حفاظت جدیت بیشتری به عمل آید.
سمندر لرستانی به طول 14تا 15 سانتی متر از گروه دو زیستان دم دار به شمار می‌رود. در ایران هشت‌ گونه سمندر وجود دارد که متعلق به دو خانواده است، یک گونه مربوط به سمندر لرستانی و مختص به جنوب استان لرستان و شمال استان خوزستان است .
سمندر لرستانی برای اولین بار توسط شخصی بنام کیزری در شمال شهبازان در سال 1938 یافت شد تعداد زیستگاه‌های این گونه در مسیر راه آهن سراسری تهران - اهواز قرار دارند. پراکنش آن‌ها تنها منحصر به مناطق محدودی در استان لرستان و خوزستان می‌باشد و بر اساس تحقیقات صورت گرفته زیستگاه‌های آنان شامل ورژناب - منطقه بلالا - منطقه لفت- کرسو- کول سرمال و منطقه شاداب کوه و تنگ هفت «وژنو» به دلیل وجود زیستگاه‌ها در جنوب شرقی خرم‌آباد بخش پاپی و منطقه پلدختر با وسعت 25هزار هکتار مورد حفاظت قرار می‌گیرد.
 علی‌رغم تاکید و تلاش مدیریت حفاظت محیط زیست در خصوص حراست و حفاظت هر چه بیشتر از این گونه نادر و در خطر انقراض متاسفانه کمبود نیروی محیط بانی و وسعت بالای منطقه باعث به‌روز مشکلاتی شده، دسترسی آسان و قرار گرفتن در مسیر راه آ هن تهران جنوب و بالعکس به راحتی موجب گشته تا این گونه آندمیک مورد قاچاق و تجارت قرار گیرد. بیشترین قاچاق و فروش سمندر با فرا رسیدن سال نو است که به عنوان یک سین از هفت سین بر روی سفره‌های عید قرار می‌گیرند.
چنانچه این روندقاچاق و فروش ادامه یابد قطعاً در آینده‌ی نه چندان دور با حادثه‌ای تلخ روبرو شده و محیط زیست ایران سمندر لرستانی را از دست خواهد داد. تعداد تخمین زده از این گونه نزدیک به 1000عدد است که در نشست متعاهدین کنواسیون تجارت جهانی گونه‌های در معرض خطر انقراض این‌گونه به پیشنهاد ایران و با حمایت تمامی کشورهای عضو در زمینه شماره یک کنواسیون کنجانده شده و تجارت جهانی آن ممنوع شد.
هر ساله به‌ویژه در ایام نوروز گردشگران زیادی از این منطقه بازدید می‌کنند و زیستگاه‌های آن‌ها در معرض آسیب و تهدید جدی توسط گردشگران و افرد محلی می‌باشند که فعالیت‌های نا آگاهانه و راه‌های دسترسی، جاده سازی، چرای دام، کشاورزی و برداشت آب از مهمترین معظلاتی است که زیستگاه‌های سمندر لرستانی را تهدید می‌کند.
باید یاد آور شد که حفظ سمندر لرستانی توسط دو استان لرستان و خوزستان نیازمند به حفاظت ویژه می‌باشد،این امر جز در سایه تعامل و همکاری، همدلی ممکن نیست. چرا که این‌ گونه در حال حاضر از نظر IUCN جز Red List قرار دارد و قاچاق و تجارت جهانی آن ممنوع اعلام گردیده است و می‌طلبد از نگاه‌های جزیره‌ای خوداری کرده و با نگاه ملی و فراملی به این موضوع توجه داشت، این در حالی‌ست که بسیاری از کشور‌های اروپایی و آمریکایی برای تکثیر و پرورش سمندر لرستانی هزینه‌های بسیار متحمل می‌شوند تا بتوانند از انقراض این گونه زیبا و اندمیک جلوگیری کنند.
 مهمترین عواملی که می تواند در حفظ و بقای این گونه نادرتاثیر گذار باشد:
*حفظ تعامل و همکاری بین استان‌های لرستان و خوزستان
* قوانین بازدارنده شدید و مجازات سنگین برای سود جویان
*افزایش نیروهای محیط بانی در منطقه به‌صورت گشت های سیار و ایجاد پاسگاههای محیط‌بانی درمناطق
* بررسی مطالعه و تحقیق کارشناسان ذی‌ربط در خصوص تکثیر و پرورش آن
*هماهنگی با اهالی بومی و محلی ذی نفوذ در حفظ و پاسداری و استفاده از نیروهای همیار
*اختصاص بودجه ویژه از طریق سازمان در اجرای برنامه‌ها و مطالعه و پژوهش در خصوص بالا بردن ضریب حفاظتی
*جلوگیری از فروش غیر مجاز و شناسایی مراکز فروش سمندر در ماه‌های پایانی سال در استان و کشور توسط مکاتبات اداری با سایر استان‌ها
*آگاهی بخشی از طریق صداو سیما و روزنامه‌ها و جراید در خصوص حفظ و حراست این گونه نادر جانوری و جلوگیری از انقراض آن

 

 

 

اختصاصی/احداث مدارس توسط خیرین یکی از زیبا‌ترین و انسانی ترین کمک‌های بشر دوستانه چرا که در واقع چراغ روشنی در تاریکی مطلق، که در این زمینه خیرین هیچگونه منت و ادعایی نداشته و ندارند.

 

اختصاصی/ پایگاه تحلیلی «کاسیت خبر»kassitkhabar.ir


محمد رضایی تاری


احداث مدرسه امری بی نظیر و خداپسندانه است اما جدای از ایجاد بنا، مهم پیدا کردن محیط و مکان ایجاد آن است.
چه خوب که این امر خیر در منطقه‌ای واقع شود که فاقد اماکن آموزشی باشد.
جای بسی تاسف است بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تقریبا با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب هنوز مناطق و روستاهای زیادی در لرستان از نعمت داشتن یک محیط و فضای آموزشی محرومند و به دلیل مشکلات عدیده ای که در این گونه مناطق وجود دارد خانواده ها مجبورند فرزندان خود را علیرغم تحمل سرما و بُعد مسافت برای ادامه تحصیل به دیگر مناطق فرستاده تا آن ها را از منجلاب بی سوادی برهانند.


به همین منظور یک خَیِر اقدام به ساخت یک مدرسه سه کلاسه در یکی از مناطق محروم شهرستان دلفان نموده است تا بلکه اندکی از رنج و مشقت دانش آموزان نورآبادی کاسته شود.
باید احسنت و آفرین گفت بر بانی این امر مهم، مهندس «سید امین میرمحمد صادقی» مدیرعامل شرکت کارال و احمدرضا یاراحمدی نماینده انحصاری آن در لرستان که با سعی و کوشش و تلاش فراوان بانی احداث این مدرسه خیریه شده اند و چشمه محبت شان را به مردم لرستان، شهرستان نورآباد و به روستای دیمان دول اهدا نموده اند.


این اماکن آموزشی و به نوعی مقدس جایگاه ویژه ای در طول تاریخ داشته و دارد چرا که افراد زیادی در این اماکن به بزرگی، منش، انسانیت، معرفت و آزادی رسیده اند و چراغ محفل بشریت شده اند.
این دیار را سرزمین مفرغ گویند و ساکنان اولیه بشری و قوم کاسیت دریای معرفت، هنر، نوآوری و مایه مباهات ایلات و اقوام ایرانی بوده و سنگ بنای خِرد، معرفت و دانش را محکم بنا نهاده اند.


به قول حکیم ابوالقاسم فردوسی حماسه سرای نامی ایران:
خرد راهنمای خرد دلگشای                                          خرد دست گیرد به هر دو سرای
ساکنان اولیه این دیار نام این خطه باستانی و ماوراء تاریخ را با نشات از خداوند که نور بی کران است نورآباد نهادند چون معبود از روز ازل نور سماوات و الارض بوده و یکتاپرستان اولیه تاریخ بشریت محسوب می شدند.
به روایتی بعد از توفان نوح نبی کشتی آن رسول وحی در روستای سرکشتی یا به زبان لکی (سرکشی) بعد از فرونشستن آب ها لنگرش را در این دیار انداخت و مردمانی یک دست و با نژادی اصیل به وجود آمدند و این دیار به دیار عرفا، فضلا، شعرا و مصلحان معروف گردید.
مردمانی که نوع دوستی و مهمان‌نوازی و نجابت خصلت‌های اولیه آنهاست تا شاید درس عبرت و البته تلنگری باشد برای افراد دارا و متمول در لرستان که شاید این‌ها هم در زمینه احداث مدارس و اماکن بهداشتی، درمانی، رفاهی و معیشتی قدمی بردارند، لازم است دولت تدبیر و امید دست یاری به سوی این گونه خیرین محترم و مثبت اندیش دراز نماید.


لرستانی های بسیاری هستند که در امورات خیر همواره پیش قدم بوده اند. به عنوان نمونه در ماه گذشته و در شهرستان کوهدشت و گراب شاهد بهره برداری از چندین مدرسه و اماکن آموزشی توسط مهندس اسماعیل دوستی عضو شورای اسلامی شهر تهران که فرزند همین استان است بودیم که خود نشان از نوع دوستی و خیرخواهی مردمان این دیار دارد.
ما مردم لرستان نباید به محرومیت مان افتخار کنیم باید بسیج همگانی به راه انداخته و از تحصیل کرده ها و فرهیختگان و دولتمردان و افراد دارا و خیر دعوت به عمل آوریم تا در عرصه های فرهنگی، علمی، اقتصادی و توسعه سیاسی ما را مدد رسانند.


و البته بر اهالی رسانه و مطبوعات لازم و واجب می‌دانم به این نوع دوستی ها جامه عمل بپوشانند تا شاید لرستان غنی اما فقیرمان از محرومیت نجات یابد، هرچند کلمه محروم را ناپسند و درخور شان مردم این دیار نمی بینم.
 تا حدودی بستر و زیرساخت پیشرفت و توسعه توسط مسئولین استان و در راس آنان مهندس بازوند، استاندار لرستان فراهم گردیده لذا جهت توسعه همه جانبه همتی بلند و مردمانی خوب نیاز است چراکه قله‌های پیشرفت و ترقی دور از دسترس نیست.
در پایان لازم می‌دانم بار دیگر از سید امین میرمحمد صادقی مدیرعامل شرکت کارال که بانی این امر خیر بوده و توجه به مناطق محروم را سرلوحه کارهای خیر خود قرار داده درود و خداقوت فرستاده و از خداوند منان طلب طول عمر عزتمند برای وی داشته باشم.

 

 

سریال نزدیکی‌های بهشت سریالی با محوریت و رویکرد اقتصاد مقاومتی در لرستان آغاز شد.

 

پایگاه تحلیلی «کاسیت خبر»kassitkhabar.ir

 

به گزارش کاسیت خبر،  تولید سریال نزدیکی‌های بهشت با رویکرد اقتصاد مقاومتی ظهر امروز با حضور استاندار لرستان، فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل(ع) استان لرستان، معاون عمرانی استاندار، مدیرکل صدا و سیمای استان و جمعی از مدیران و هنرمندان استان در قلعه فلک الافلاک خرم‌آباد آغاز شد.

محمد بازوند مدیرکل صدا و سیمای مرکز استان لرستان اظهار داشت: سریال نزدیکی‌های بهشت در 13 قسمت تولید می‌شود که پس از تولید علاوه بر شبکه استانی در شبکه‌های ملی نیز پخش می‌شود.

وی با بیان اینکه در این سریال بنا است صنعت گردشگری استان لرستان و نقاط دیدنی این استان معرفی شود افزود: بنا است پروژه‌های سرمایه گذاری استان تشریح و در قاب تلویزیون به نمایش گذاشته شود.

مدیرکل صدا و سیمای مرکز استان لرستان عنوان کرد: این سریال به کارگردانی حسن هدایت و نویسندگی آهنچیان از کارگردانان و نویسندگان برتر کشور تهیه می‌شود./تسنیم 

 

قبل از آغاز هرچیز باید توجه کرد که در این‌جا هدف بررسی یک واژه‌ی فارسی نیست بلکه می‌خواهیم به یک «ویروشه» (نوستالوژی) در میان قوم لک اشاره کنیم.

 

پايگاه تحليلي "کاسيت خبر"kassitkhabar.ir

مهدی زینی


ابتدا به معنی و مفهوم واژه ی آش می‌پردازیم و سپس به نوستالوژی آن در اذهان مردمان غرب کشور مخصوصا مردمان لک زبان اشاره می‌گردد


وعده‌های غذایی در زبان و فرهنگ ملی ما به سه نوبت تقسیم می‌شود :
1.ناشتا (صبحانه): در برهان قاطع آمده است که ناشتا یعنی «از بامداد باز چیزی نخوردن» که خود از دوبخش نون منفی ساز +آشتا (خوردن) و در کل به معنای نخوردن اشت. همچنین از ریشه ی ad و as که در زبان‌های بزرگ جهان دارای ریشه‌ای مشرک است و زبان فارسی را هم در بر می گیرد.واژه ی آش هم از همین ریشه است.


2.چاشت:هم واحد زمان است و هم نام خوراکی این زمان از این واحد زمانی گرفته شده است.


چاشت: اول روز (آنندراج) - بهره‌ی نخستین روز- صبح، بامداد.
گه چاشت چون بود روز دگر / بیامد برهمن ز کازه به در (اسدی)
از چاشت تا به شام ترا نیست ایمنی / گر مر تراست مملکت از چاچ تا به شام (ناصرخسرو)
در زبان لکی بر عکس زبان فارسی به غذای ظهر چاشت گفته می شود .


3.ناهار : ناهار از نظر واژگانی از نا (پیشوند نفی) + آهار (خوراک) ساخته شده است به معنای «بی‌خورش یا خوراک نخورده». به کسی هم که از بامداد چیزی نخورده باشد «ناهار» گفته می‌شده است.


4. شام: شام هم در اصل نام واحد زمانی است ضد بامداد یا چاشت. به خوراک این زمان هم شام گفته می‌شود.


گفت اندوه شام و محنت چاشت / در دلم حب و بغض کس نگذاشت (سنایی)


«واژه ی آش»
«آش» از ریشه‌ی آس/ آد به معنای خوردن است. تبدیل س به هـ نیز در زبان‌های ایرانی شناخته شده است. بنابراین «آهار» هم از همان ریشه‌ی «آس/آد» است و به معنای «خورش» است.
در گنج بگشاد و دینار داد / روان را به خون دل آهار داد (فردوسی)


در بسحاق اطعمه به انواع مختلف آش که هریک از مایه ای خاص و روشی منحصر به فرد درست می شود اشاره گردیده است .
در فرهنگ پهلوی می خوانیم : آش= ãŝ آش، خوراک

در فرهنگ دهخدا آمده است :
آش. (اِ) آنچه پزند از طعام. یا طعام رقیق آشامیدنی. مَرَق :
رزق تن پاک همه باطل و ناچیز شود///گر نیاید پدر تاش تکین بر دم آش .ناصرخسرو.

این آش‌ها را مدبران ملائکه از سرای بهشت دست به دست کرده‌اند و این آش‌ها را می فرستند و دو تن فرشته برهر خوان ایستاده اند و محافظت می کنند. (کتاب المعارف ). و از تو هم بخورند از کژدم و مار و پرنده و بر آش جهان ترا نواله کنند. (کتاب المعارف).
تا تو در بند قلیه و نانی                کی رسی در بهشت رحمانی
خوردن اینجا روا نمیدارند            در بهشت آش و سفره کی آرند
در بهشت ار خوری جو و گندم             هم آدم کنی پی خود گم
(اوحدی )
به طور کلی در گذشته ی فرهنگی کشورمان ایران به هر نوع خورشی آش گفته می شد.


آشپز یعنی آن‌که شغل‌ش پختن آش است. همچنین در مکان‌هایی کسانی آش می‌پختند و به مردم خدمات می‌دادند و آشپز نامیده می شدند، البته قبال از اینکه غذاهای وارداتی مانند: پیزا، ساندویچ، ماکارونی و....رونق پیدا کند.


چرا به برنج پخته شده آش می‌گویید
و اما دیده شده که کسانی بر مردمان ما ایراد گرفته اند که چرا به برنج پخته شده آش می گویید و این خلاف معانی واژه ها و خوراکی‌هاست. در جواب باید به موارد فوق الذکر اشاره کرد تا موضوع روشن شود.


در بیشتر پاچاهای (متل) لکی گاه به این خوراکی اشاره شده است. در پاچای ملک خورشید و ملک جمشید هنگامی که فرزندان زن پسر پادشاه که به ناحف تحمت سر بریدن فرزندانش را یدک می کشد، سر سفره ی شام به کبوتر چوبی خور اشاره می‌کنند که : « موتر آش بیر » یعنی کبوتر آش بخور.
در زبان لکی کنایه ای داریم که می‌گوید : «آشی وه پف فلانکس سردا مو» یعنی آشش به فوت فلان سرد می شود .


و کنایه ی از مجاب شدن شخصی توسط کسی خاص است.
یا اصطلاح « آش آش کُنی »که بیشتر مربوط به بازی‌های کودکانه است و منظور کاری را سر سری گرفتن و به اصطلاح امروزی‌ها از سر تفنن و باری به هرجهت و مهم نگرفتن امور.
واته ای لکی می گوید: «آشمه بی نمی، کاسه م نشگن»
مرا از آش بی‌نصیب می‌کنی، کاسه ام را نشکن. که هدف و مسمای (میه فه ز) آن این است که بی‌بهره از کاری را به زحمت نیندازید یا بی مهری را با یک بی مهری دیگر تشدید نکنیم .
همچنین در پاچای نوژیله به دیگ سحر آمیز گفته می‌شود: «دیگله بجوش پرت آش و گوشد» که در اینجا آش همان برنج پخته است.


و اما در میان مردمان مناطق ما واژه و خود غذای « آش » از ارزش و وقار و جذابیتی خاص بر خوردار بود به طوری‌که در گذشته ای نه چندان دور شاید بیشتر هم سن‌های این حقر به یاد دارند که وقتی کسی می گفت برای نهار یا شام آش داریم با چه شوق و شعف وافتخاری بر زبانش جاری می شد .
از زمان‌هایی که این غذا درست می شد، می‌توان به جشن عروسی‌ها اشاره کرد گه برای مدعوین برنج درست می شد و گاه با توجه به تمکن مالی مهمان‌دار برنج خالی و بدون گوشت به میهمان‌ها داده می‌شد و کسی هم ایرادی نمی‌گرفت، چون آش بود.


آن‌چه بیشتر دارای نوستالوژی هست روزهای پایانی سال است که در دو نوبت از برنج آش درست می کردند. یکی روز عرفه یا همان«علفه» عید مردگان که از برنج و شیر آشی پخته می شد و نثار رفتگان می‌شد.ممکن است الان زیاد چشمگیر نباشد ولی آن زمان‌ها دهان پر کن بود.دیگر موقع شب یا ظهر تحویل سال نو بود که اکثر خانه‌ها از برنج صدری محافظت شده‌ی بسته بندی به نیت سال نو، آش درست می کردند. شاید کسانی بودند که برای درست کردن آش در مضیقه بودند ولی بیشتر مردم سال نو را با آشی از برنج صدری و روغن محلی جشن می گرفتند که بویش در مشام کوی و برزن و انس و جن می پیچید. آخر برای مردگان هم تهیه می شد و با فاتحه ای برایشان فرستاده می شد و عرشیان هم از این بو بی بهره نبودند.


منابع :برهان قاطع /فرهنگ دهخدا /فرهنگ پهلوی به کوشش ژاله‌ی آموزگاز و دیگران

 

 


 سرپرست اداره کل آموزش و پرورش لرستان گفت: ۵۰۰ دانش آموز دوره دوم متوسطه لرستانی در امر سواد آموزی مشارکت دارند.


پایگاه تحلیلی "کاسیت خبر"kassitkhabar.ir

به گزارش کاسیت خبر،  خدانظر دریکوند در شورای پشتیبانی سوادآموزی با اشاره به اینکه ۵۰۰ دانش آموز دوره دوم متوسطه در امر سواد آموزی مشارکت دارند، اظهار داشت: با مشارکت دستگاه های اجرایی، بخش غیر دولتی و نهادهای فرهنگی و اجتماعی ۲۱ هزار نفر از افراد بیسواد و کم سواد لرستان تحت پوشش برنامه های سواد آموزی قرار گرفتند.

وی به راه اندازی ۱۰ مرکز یادگیری محلی اشاره کرد و افزود: در این مراکز علاوه بر آموزش خواندن و نوشتن مهارت های زندگی هم به سواد آموزان ارائه داده می شود.  

سرپرست اداره کل آموزش و پرورش لرستان به سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۱ هم اشاره کرد و گفت: بر اساس این سرشماری در سال ۹۱ تعداد ۱۱۷ هزار نفر فرد بیسواد در لرستان وجود داشت که بر اساس آمار موجود بسیاری از این افراد در طول این سال ها آموزش خواندن و نوشتن را فراگرفته اند.

دریکوند یادآور شد: برآورد ما این است که در حال حاضر ۲۵ هزار نفر بیسواد و کم سواد در فاصله  سنی بین ۱۰ تا ۴۹ سال در استان وجود داشته باشد. خبرگزاری مهر



رئیس دبیرخانه هیأت امنای آزاد لرستان از راه‌اندازی 4 مرکز تحقیقاتی تا پایان برنامه ششم توسعه در این دانشگاه خبر داد.

 

پايگاه تحليلي "کاسيت خبر"kassitkhabar.ir

به گزارش کاسيت خبر، ‌بهروز دوستی با تشریح برنامه ششم توسعه دانشگاه اظهار کرد: اجرای این برنامه از سال 95 آغاز شده است که برنامه‌های آن تا افق 1404 تدوین شده‌اند.

وی اضافه کرد: توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، تألیف کتاب، چاپ مقالات ISI و علمی پژوهشی، ثبت اختراعات و... از برنامه‌های تأکید شده در برنامه ششم توسعه دانشگاه آزاد لرستان است.

دوستی با اشاره به اینکه برنامه ششم توسعه دانشگاه آزاد اسلامی لرستان در راستای اهداف استان و دولت است، ادامه داد: تا پایان این برنامه 4 مرکز تحقیقاتی در دانشگاه آزاد اسلامی لرستان راه‌اندازی خواهد شد.

رئیس دبیرخانه هیأت امنای آزاد لرستان خاطرنشان کرد: رشد تحقق برنامه‌های ششم دانشگاه آزاد اسلامی لرستان به خوبی پیش می‌رود.

دوستی در پایان خاطرنشان کرد: رتبه دانشگاه آزاد کشور در دنیا از نظر تعداد مقالاتی که به آن ارجاع می‌شود 155 است و تلاش داریم که این رتبه را به 100 برسانیم./ایسنا

 

اولین آزمون جامع و بیست و دومین آزمون ادواری استاندارد های مهارتی در دو حوزه ی شهری استان لرستان برگزار شد.

 

پايگاه تحليلي "کاسيت خبر"kassitkhabar.ir


به گزارش کاسيت خبر،در حوزه ی شهرستان خرم آباد که در محل هنرستان آفرینش برگزار شد ٢٥ شرکت کننده در دو بخش نظری و عملی آزمون جامع و در رشته های مدیریت و برنامه ریزی امور خانواده و تصویر سازی کامپیوتری حضور داشتند.

در حوزه ی شهرستان الیگودرز نیز ٦٥ نفر در دو بخش نظری و عملی این آزمون و در رشته های گرافیک کامپیوتری و تولیدات چند رسانه ای در مجتمع فرهنگی هنری سیمرغ شرکت کردند.

همچنین در بیست و دومین آزمون ادواری استاندارد های مهارتی استان لرستان ٤ شرکت کننده در رشته های چهره سازی ، گرافیک ، تصویر سازی و نوازندگی سازهای جهانی در آزمون شرکت کردند.

اولین آزمون جامع و بیست و دومین آزمون ادواری استاندارد های مهارتی استان لرستان ، روزهای پنجشنبه و جمعه ١٩ و ٢٠ اسفند ماه همزمان با سراسر کشور در استان لرستان برگزار گردید.

 

بالا