امروز : 01 بهمن 1396

 

درهای خانه آیت الله همچنان به روی مردم بسته است، شاید تا 3-2 ماه دیگر، شاید تا سال آینده. خانه‌ای که قرار بود تا سال‌مرگ آیت‌الله به موزه تبدیل شود، موزه‌ای‌ که بخشی از خاطرات ایران را در خود جای داده است.

پایگاه تحلیلی «کاسیت خبر» kassitkhabar.ir:

زهرا داستانی

به گزارش کاسیت خبر،زندگی در جماران به آرامی در جریان است. عده‌ای می‌روند و می‌آیند، برخی‌شان از اهالی‌اند و برخی دیگر همراهان بیمارانی که به بیمارستان جماران آمده‌اند، می‌توان آنها را از کیسه‌های قرص و پاکت‌ رادیولوژی در دستان‌شان تشخیص داد. اهالی جماران اما همه ظاهری معمولی دارند، درست مانند مرکزنشینان پایتخت. نه زیاد پولدار به نظر می‌رسند و نه فقیر. همه یکدیگر را می‌شناسند، آنقدر که می‌توانند فرد غریبه را تشخیص دهند، نگاه‌های‌شان این را می‌گوید وقتی از کوچه‌های باریک و سنگ‌فرش شده خیابان حسنی‌کیای جماران عبور می‌کنند. به خاطر ندارند که یک سال است خانه‌ای که یک درش در این خیابان، زیر حسینیه و منزل امام (ره) گشوده می‌شود و در دیگرش در خیابان یاسر، مردی را از دست داده که سال‌ها تاریخ سیاسی ایران را رقم زده است. از آدرس خانه آیت‌الله تنها همین نشانی وجود دارد «جماران، در جوار خانه امام (ره)».

برای ما نسل‌های بعد از انقلاب تنها تصویر از خانه آیت‌الله هاشمی همانی بود که در فیلم تبلیغاتی ریاست‌جمهوری سال 84 برای عموم به نمایش در آمد، خانه‌ای با یک در قدیمی زرد رنگ، خانه‌ای که بزرگ به نظر می‌رسید با حیاطی که گویا تنها مکان برای خلوت او بود، اتاقی با کتابخانه‌ای بزرگ که آیت‌الله خاطراتش را در آن قلم می‌زد و آشپزخانه‌ای که اهالی خانه را در کنار هم جمع می‌کرد. اما در واقعیت پیدا کردن این خانه آنقدرها هم کار آسانی نبود. باید از اهالی کمک گرفت.


بخش اول: خانه دوست کجاست؟
«سالگرد آیت الله شد؟ جدی می‌گویید؟ بعد از ظهر بود که خیلی‌ها آمدند و گفتند که آیت الله فوت کرده است. شما اشتباه نمی‌کنید؟! آن روز هوا خیلی گرم بود. یکی آمد و به من گفت آیت الله فوت کرده و من هم گفتم که نه آقا، این‌ چه حرفی است که می‌زنی؟ گفتم کجا؟

گفتند در سعدآباد در استخر. البته نه. شما درست می‌گویید چون وقتی بعد از شنیدن خبر فوتش خواستم از مغازه بیرون بروم همین کاپشن را پوشیدم.» به سمت کاپشن سیاه موهری‌اش که در گوشه سلمانی آویزان به جا لباسی پایه‌دار قدیمی است، اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «شب فوت آیت الله این کوچه تا خود صبح شلوغ بود.

یک کبابی و یک ساندویچی در کوچه است که می‌گفتند ما به اندازه یک ماه در این شب کاسبی کردیم. کبابی می‌گفت هر چه گوشت در یخچال داشتم آن شب کباب کردم و فروختم. آن شب گروه‌های مختلف می‌رفتند و می‌آمدند. زیاد بودند و شعار می‌دادند، کسی به کسی کار نداشت و همه جور شعاری بود. نیروی انتظامی هم حضور داشت.

یک دو روز بعد زمان تشییع‌ آیت‌الله بود، من حتی تابوت را ندیدم.» اینها را مرد سلمانی خیابان جماران می‌گوید، وقتی از او سراغ خانه آیت الله را می‌گیرم. می‌گوید که باید یا از در حسینیه امام (ره) بروی یا از در اصلی خیابان یاسر. همان خیابانی که آیت‌الله از آن رفت و آمد می‌کرد. تاکید می‌کند: «آیت الله اصلا در محله رفت و آمد نمی‌کرد، هنوزم رفت و آمد خانواده شان از خیابان ما نیست. از خیابان یاسر می‌آمد و می‌رفت.

آیت الله رفسنجانی را تنها یک دفعه آن هم زمان فوت مادرش در مسجد جماران دیدم. همین مسجدی که سر خیابان است. به ما اعلام کردند که به احترام فوت مادر آیت الله هاشمی کسبه و اهالی جماران یک هفته دیرتر مغازه‌ها را باز کنند. ما فقط آیت الله رفسنجانی را همان روز دیدیم، آن هم دم در مسجد.

نه آقای رفسنجانی و نه سایر مسئولانی که در این محله ساکنند در محله رفت و آمدی ندارند. البته سید حسن خمینی (ره) گه‌گاهی در ایام محرم یک روز به حسینیه می‌آید اما سایرین نه.» از او می‌پرسم آیا خانه‌ آیت‌الله را دیده؟ می‌گوید: «نه. هیچ وقت نخواستم خانه آیت‌الله را ببینم. داخل خانه که اجازه نمی‌دهند برویم.»


بخش دوم: به دنبال راهی برای ورود
خیابان حسنی‌کیا را طی می‌کنم. خیابان طول و درازی است که یک سرش به خیابان یاسر می‌رسد. هنوز به نیمه این خیابان باریک نرسیده‌ام. از جلوی مسجد جماران رد می‌شوم. از یک جا به بعد ورود خودرو ممنوع است.

دو سرباز جلوی راه خودروها را می‌گیرند. اینجا حسینیه جماران است که در همسایگی بیمارستان بقیه‌الله قرار دارد. همان بیمارستانی که امام خمینی (ره) در آن جان سپرد و هنوز هم اتاق امام در بیمارستان دست‌نخورده باقی مانده است.

دو سرباز راه ورود به حسینیه را نشان می‌دهند و می‌گویند: «باید از قسمت خانم‌ها وارد شوید. زنگ در را بزنید و داخل شوید.» زنگ را می‌زنم. در کوچک قدیمی بدون آنکه کسی چیزی بپرسد باز می‌شود.

در به حیاط کوچکی راه دارد که اتاقک کوچکی با درهای آهنی آن سویش خودنمایی می‌کند. خانمی با مقنعه و مانتوی سرمه‌ای رنگ، شبیه به یونیفرم‌های زنانی که در عکس‌های زمان انقلاب دیده‌ام جلویم ظاهر می‌شود.

می‌گوید: «کجا می‌خواهی بروی؟» می‌گویم منزل آیت‌الله هاشمی. می‌گوید: «راهت نمی‌دهند. هنوز موزه‌اش باز نشده. همسر آیت‌الله هنوز در منزلشان سکونت دارند.» با هزار زحمت راضی می‌شود که برای دیدن حسینه به داخل بروم. می‌گوید: «ورود به منزل امام (ره) که سال‌هاست موزه شده هم به همین راحتی‌ها نیست. اینجا منطقه نظامی است.»


بخش سوم: بابی گشوده شد
با تمام کوچه‌ها و پس‌کوچه‌های تهران فرق دارد، سربسته و باریک است و سربالایی اما این‌ها دلیل تفاوتش نیست. در این کوچه می‌توان تاریخ و سیاست را یک جا دید. راهی نرفته‌ام که دری زرد رنگ روبه‌رویم ظاهر می‌شود. همان دری است که بارها در تصاویر تاریخی دیده‌ام، دیده‌ام که آیت‌الله هاشمی هنگام خروج از در خانه‌ است و همسرش عفت مرعشی همان زنی که همه او را به عنوان ناجی آیت‌الله می‌شناسند پشت سرش ایستاده است.

اتفاقا همان تصویر کنار در خانه به دیوار آویخته شده و بالایش نوشته: «خانه موزه آیت‌الله هاشمی» در همسایگی خانه آیت‌الله نگارستان جماران است. نگارستانی که هیچ از آن باخبر نبودم. کنج‌کاویم گل می‌کند. به داخل نگارستان می‌روم و از او مسئولش از زمان افتتاح موزه آیت‌الله می‌پرسم که قرار بود همزمان با سال‌مرگ آیت‌الله افتتاح شود و اکنون یک روز به سالگرد همچنان بسته است.

او می‌گوید: «تا سه چهار روز دیگر صبر کنید می‌توانید به داخل بروید. شاید 20 دی ماه هم افتتاح نشود. منبع موثق فرزندان آیت الله هستند. اما تا جایی که می‌دانم در حال طی کردن مراحل موزه شدن خانه و در حال چیدمان وسایل داخل خانه هستند، نوشته‌هایی را به دیوارها می‌زنند. حتی دیروز دیدم که شیشه‌هایی را آورده بودند. اما اگر می‌خواهی بیشتر بدانی زنگ خانه را بزن. محافظ‌ها هستند و می‌توانند پاسخت را بدهند»


زنگ خانه آیت‌الله را می‌زنم. مردی پاسخ می‌دهد. می‌گوید: «چه می‌خواهید؟» وقتی می‌شنود روزنامه‌نگارم به دم در می‌آید. حالا در خانه‌ آیت‌الله به روی گشوده شده و مردی با مو و محاسن سفید روبه‌رویم ظاهر می‌شود. به داخل نگاهی‌ می‌اندازم.

حیاطی کوچک پیش رویم است که باز هم به دری دیگر ختم می‌شود. یک سو دیواری سفید است که با برگ‌های پیچک قرمز پوشیده شده و سوی دیگر دیواری است که تابلوی راهنمای خانه‌ موزه که با عکس آیت‌الله هاشمی همراه است، برآن آویخته شده. مرد می‌گوید: «کار خانه موزه آیت‌الله هاشمی تازه شروع شده و تازه دارند وسایل را می‌آورند و نصب می‌کنند.

هنوز همسر آیت الله هاشمی (عفت مرعشی) در خانه ساکن هستند. قطعا باید وسایل را جمع و جور کنند و به جای دیگری نقل مکان کنند، اگر آماده شود اعلام رسمی می‌کنند. ولی هنوز آماده نیست. تا دو روز دیگر این اتفاق امکان پذیر نیست. حداقل 2 یا 3 ماه دیگر. شاید برای سال دیگر افتتاح انجام شود.»


محسن هاشمی: در حال تهیه یک زمان بندی جدید هستیم
اسفند ماه سال گذشته بود که رسانه‌ها از مصوبه هیئت دولت برای تبدیل شدن خانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به موزه خبر دادند. مصوبه‌ای که باعث شد تا خانواده هاشمی را وادار کند از جماران کوچ کنند. محسن هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرد که فاز نخست افتتاح موزه 20 دی است.

اما بعد از آن اعلام شد که همزمان با کنگره بزرگداشت آیت‌الله هاشمی در سالن اجلاس این موزه نیز افتتاح شود. با این حال اما شواهد حکایت از آن دارد که در خانه آیت‌الله هاشمی به این زودی‌ها به روی مردم باز نمی‌شود.

میراث استان تهران می‌گوید خبری از این موضوع ندارد و محمد هاشمی، برادر آیت‌الله هاشمی به «ابتکار» می‌گوید که از این ماجرا مطلع نیست و فقط باید از خانواده آیت‌الله درباره‌اش پرسید. محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند آیت‌الله هاشمی نیز در این باره به «ابتکار» می‌گوید: «خانه موزه آیت‌الله هاشمی در حال آماده شدن است اما هنوز برای افتتاح آماده نیست. در حال تهیه یک زمان بندی جدید هستیم تا خانه موزه آیت الله هاشمی را براساس آن افتتاح کنیم. خبر قطعی این زمان بندی جدید یک هفته تا 10 روز دیگر به اطلاع عموم خواهد رسید.»/ ابتکار

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیش بینی وضعیت هوا

صاف

5°درجه

تهران

صاف
رطوبت: ۴۲%
باد: شمال شرق و ۱۱.۲۷ کیلومتر در ساعت
دوشنبه ۱°درجه / ۱۳°درجه تا قسمتی ابری
سه شنبه ۳°درجه / ۱۵°درجه تا قسمتی ابری
چهارشنبه ۳°درجه / ۱۵°درجه اکثرا آفتابی
پنج شنبه ۱°درجه / ۱۵°درجه آفتابی

بالا